سلام امتحان داشتم یعنی حال آپ کرد نداشتم
/*
/*]]>*/الانم با یک شعر اومدم تا بیشتر با کمالات حکیمانه
ی شاعران این کشور گل و بل بل آشنا شین!!! که مهد تمدن بوده و مردمانش با ذکاوت و
سرلوحه ی جهانیان
/*
/*]]>*/
زن به چشم تو گر چه خوب شود
زشت باشد چو خانه روب شود
زن مستور شمع خانه بود
زن شوخ آفت زمانه بود(اندر رقیب ملخ)
پارسا مرد را سر افرازد
زن ناپارسا بر اندازد
چون تهی کرد سفره و کوزه
دست یازد به چادر و موزه
پیش قاضی برد که: مهر بده
به خوشی نیستت به قهر بده(اندر احکام مزخرف اسلام)
زن پرهیزگار طاعت دوست
با تو چون مغز باشد اندر پوست
زن ناپارسا شکنج دلست
زود دفعش بکن، که رنج دلست
زن چو خامی کند بجوشانش(اندر آشپزی)
رخ نپوشد، کفن بپوشانش
زن بد را قلم به دست مده
دست خود را قلم کنی زان به
زان که شوهر شود سیه جامه
به که خاتون کند سیه نامه
چرخ زن را خدای کرد بحل
قلم و لوح، گو: به مرد بهل
بخت باشد، زن عطارد روی
چون قلم سر نهاده بر خط شوی
زن چو خطاط شد بگیرد هم
هم چو بلقیس عرش را به قلم
کاغذ او کفن، دواتش گور
بس بود گر کند به دانش زور
آنکه بینامه نامها بد کرد
نامه خوانی کند چه خواهد کرد؟(اندر سواد آموزی)
دور دار از قلم لجاجت او
تو قلم میزنی، چه حاجت او؟
او که الحمد را نکرد درست
ویس و رامین چراش باید جست؟
زن و سوراخ مار و سوراخست
ور بود شوخ مار با شاخست
شخ او باش، بر شکن شاخش
مار خود را مهل به سوراخش(اندر شاخ بازی)
به جداییش چند روز بساز
چند شب نیز طاق و جفت مباز
طاق باید شد از چنان جفتی
که همین خیز داند و خفتی
وقت خواب از رخش مگردان پشت
که در انگشتری جهد انگشت
زن چو بیرون رود، بزن سختش
خود نمایی کند، بکن رختش(اندر wwe)
ور کند سرکشی، هلاکش کن
آب رخ میبرد، به خاکش کن(اندر اخلاق و آبرو)
چون به فرمان زن کنی ده و گیر
نام مردی مبر، به ننگ بمیر
پیش خود مستشار گردانش
لیک کاری مکن به فرمانش(اندر زنان با ذکاوت)
راز خود بر زن آشکار مکن
خانه را بر زنان حصار مکن
زن بد را نگاه نتوان داشت
نیک زن را تباه نتوان داشت
عشق داری، بزن مگوی که: هست
که ز دستان او نشاید رست(اندر عاشقان)
زن بد کار خویش خواهد کرد
پس ببندی، ز پیش خواهد کرد(فطرت زنان)
زن چو مارست، زخم خود بزند
بر سرش نیک زن که بد بزند
مارت ابلیس در بهشت کند
تا ترا پای بند کشت کند
چون بری در درون جنت بار؟
وز برون دوستی کنی با مار؟
مکنش پرورش به مهر و به مهر
زانکه نقشین بود ولی پر زهر(اندر حیوانات وحشی)
نرمی و نقش مار گرزه بهل
زهر دنبال بین و زهرهی دل
نه به حجت توان به راه آورد
نه به اقرار در گناه آورد
نه به سوگند راست کار شود
نه به پیمان و عهد یار شود
تا که باشی کشد در آغوشت
چون برفتی کند فراموشت(اندر گربه صفتی)
گر جوی خرج سازی از مالش
نرهی، تا تو باشی از، قالش
زن چو نیکوترست هیچ بود
زآنکه چون مار پیچ پیچ بود(اندر پیچوندن ملت)
مروش پی، تلف مکن مالت
که سبک در کشد به دنبالت
بگذر از مارگیر وسلهی او
که بجز زهر نیست زلهی او
جسم را بند و روح را بنده
چه روی از پی ششی گنده؟
غول خود را مدان به جز زن خود
بر منه پای او به گردن خود
زانکه چون غول در سرای شود
گردنت را دوال پای شود(اندر رقیب لردی جون(لرد لاس))
این شعر تابناک هم از اوحدی بود که خوندین
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 15:44  توسط جزیره
|
نفر دوم: مبلغ 30 هزار تومان + رنک مخصوص نویسنده برتر.
نفر سوم: مبلغ 15 هزار تومان + رنک مخصوص نویسنده برتر.
نفر چهارم و پنجم: رنک مخصوص نویسنده برتر.
برای شرکت در مسابقه کافیست در سایت درن شان فنز(دارن شان فنزی که اون بالا نوشتن مشقیه) عضو شوید . داستان های خود را ارسال نمایید(برید تو سایت لوگوی مسابقه تابله)
چون خواننده های وبلاگ بیشمارن گفتم اینجا بگم که تعداد شرکت کننده تصاعدی بالا بره
پی نوشت:لینک سایت در پیوندام موجوده(اون که اوله سالاره سروره)
+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 11:33  توسط جزیره
|
راستش
وقتی کامنت صدف رو دیدم که نوشته بود«خدا انشاالله
این آزادی که میخوایین رو بهتون بده»
تصمیم گرفتم در این مورد پستی بزنم.
البته جواب کامنت رو دادم « هیچ نظامی آزادی که ما میخوایم رو
بهمون نمی ده !! ! ولی توقع داریم 50% رو بده!» سوال
خیلی از شما شاید این باشه که آزادی ای که شماها خواستارش هستین چیه ؟؟؟
نیچه می گه: (قانون وسیله ایست برای در بند کشیدن ضعفا به دست
اقویا!)من نه پیرو نیچه ام و نه اونقدر اون رو می شناسم ولی این حرفش رو قبول
دارم! در تمام جوامع امروزی حاکمان منافع خودشون رو اولویت قرار دادن تا
منافع مردم رو !حتی سازمانی که امروز ما به عنوان سازمان ملل میشناسیم چیزی نیست
جز سازمان دولت ها و نظام ها!و زمانی می تونن برای مرگ یه فرد تظاهرات ها راه
بندازن و برای مرگ صد ها هزار نفر سکوت کنن!
کمیل تو وبلاگش(http://rendpanah.blogspot.com) نوشته بود(متن کامل رو برید تو وبلاگش بخونید) پیرمرد میگه «میدونی
اصلا چیه، واقعا اگر آمپول بیغیرتی بود میرفتم ميخریدم به خودم ميزدم...آدم هر
چی بیشتر میدونه بیشتر اذیت میشه...بهم بگن این آمپول 200 میلیونه، باور کن میرم
میخرم و خودم رو خلاص میکنم!» راستش منم با اون پیرمرد هم نظرم اگه چنین آمپولی
بود می خریدمش و به خودم تزریق میکردم! ولی چه کنم که شب تا صبح عشقم
شده داریوش و آهنگاش
شرح ستم بس خوانده ام, آتش به آتش مانده ام من اشك چشم كودكان, دامان به دامان ديده ام
اوف انقدر داریوش چنین شعرایی خونده که نمی ذاره راحت
باشم !!!
به امید روزی هستم که بشر اونقدر به تکامل برسه که بفهمه سعادت
فرد در سعادت یافتن هم نوعانشه!!!!
نه خودش نه خانوادش نه هم عقیده هاش و نه هم قوم هاش نه هم
میهنانش نه هم کیشانش بلکه فقط هم نوعش هم نوعش و هم نوعش!!!
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 21:20  توسط جزیره
|
این
روزها شاهد فعالیتهای هنرمندان زیادی در مسیر آزادی خواهی و حق طلبی مردم
ایران هستیم که مثل همیشه داریوش اقبالی پرچم دار این نوع فعالیتها هست و
اینبار هم با ارائه ی دو کار زیبا این مسئله را اثبات کرده است. در مصاحبه
هفته گذشته ی آقای فرید زولاند ، قول ارائه ویدئویی زیبا از آهنگ نترسون
داریوش اقبالی داده شد و امروز می بینیم که آهنگی با نام انسان هم تهیه و
آماده پخش است که جای بسی خوشحالی برای ما مردم ایران زمین داره که می
بینیم هنرمندهای بزرگ ما ، در هر نقطه ای که باشند ما را فراموش نخواهند
کرد .
حتما آهنگ را دانلودش کنید.با دو کیفیت متفاوت. لینک مستقیم.
برای دانلود آهنگ لینک رو کپی و در صفحه جدید پیست کنید و اینتر رو بزنید!!!!
طاقت بیار رفیق، دنیا تو مشت ماست...طاقت بیار رفیق، خورشید پشت ماست...
سلام در این پست ترانه ی رفیق که سیاوش قمیشی عزیز درباره ی حوادث اخیر ایران عزیزمون خونده می ذارم!!!
واقعا برام جای تعجبه سیاوش قمیشی که هیچ وقت در سیاست دنباله خط خاص یا گروهی نبوده چه شده که صدای او هم در اومده!!! اشعار سیاسی سیاوش مثل تصور کن هیچ وقت دنباله خط سیاسی خاصی نبوده ولی حالا او نیز نتونسته تحمل کنه!!!!!!!!!
شاعر آهنگ آقای مهدی موسوی هستند و نام تنظیم کننده به صلاحدید وی فاش نمی شود...
آهنگ بسیار زیباست حتما دانلود کنید(مگه آهنگ سیاوش زشتم میشه نفس کش می طلبم مخالفت کنه)
من گمان مي کردم شما مي خواهيد مطالب اساسي رابيان
کنيد. بنده به شما علاقه مندم. ولي بايد تکرار کنم که دلم مي سوزد که به شما
اطلاعات غلط داده اند.
ببينيد آقاي صاحب زمان. خواهش مي کنم به اين نمودار دقت کنيد. به اين مي گويند
ضريب جيني. هرچه قدر بيشتر باشد، شکاف ديني ملت بيشتر است. الان وضع ديني ملت از
قبل بهتر است.. از زمان شما که خيلي بهتر است. پس براي چه شما الان ظهور کرديد؟
اين ??قرن کجا بوديد؟ ??قرن فساد نبود؟ غارتگري
نبود؟ الان يک دفعه وضع بد شد؟ گراني شد؟ بي ديني شد؟ در اين ??قرن گل و بلبل بود؟ براي چه ??قرن سکوت کرديد؟ ملت که فراموش نکرده است.
زمان شما ببينيد همه مناصب دست خويشاوندان يک عده اي بود. يک حلقه اي درست
کرده بودند و مدام امامت را بين فرزندانشان مي چرخاندند. 4 سال پيش ما آمديم و ادعاي
تقدس و هاله نور کرديم. انگار وارد حريم ممنوعه عده اي شديم. [من] نمي خواهم
وارد بعضي مسايل شوم. و الان مي بينيم که همه ي اين ها با هم متحدند.. ما
معتقديم که صحنه گردان اصلي آقاي هاشمي است. نفرماييد که ارتباطي نيست.
اتفاقا ظهور شما هم جزو همان برنامه است. حتا کورش و اميرکبير هم جزو همان باندند.
ملت فراموش نکرده که آقاي هاشمي کتاب در مورد اميرکبير نوشته و او را تاييد
کرده. ميرحسينموسوي و سيد محمد خاتمي هم که از
اقوام جنابعالي اند. خود شما هم که شال سبز پوشيده ايد. اين ها مفهومش چيه؟
هدف اين دولت خدمت به ملت است. ملت بيدار است. بحمدالله ملت ايران هسته ي شده است.
نانو شده است. سلول بنيادي شده است. فضايي شده است. جام جهاني شده. المپيک شده.
براي چه مي خواهيد رشد ملت را زير سوال ببريد؟
اين که خيلي بده. مگر زمان شما و پدرانتان چه قدر پروژه احداث شد؟ يک مسجدالرسول
بود زمان جدتان و يک دانشگاه زمان امام صادق. چقدر اينترنت بود؟ چقدر روزنامه بود؟
آيا دموکراسي بود؟ فقط يک ابولهب بود که از شما انتقاد مي کرد. ببينيد با او چه
کردند. با همسرش چه کردند. کراواتش را در خيابان چيدند. دستاوردهاي ملت را زير سوال
نبريد. 1400 سال است وضع ملت را به اين جا رسانديد. آن وقت جاروجنجال راه مي
اندازند که آبروي ايران در اين دولت رفت. من فقط با طرح دوتا سوال از موضع ملت
دفاع کردم. آن ها به هم ريختند.. مستاصل شدند. شما چرا نشسته ايد به جاي آمريکايي
ها و از آنها دفاع مي کنيد؟ ملت فراموش نکرده زمان شما روابط با آمريکا چگونه بود.
يادتان رفته که عموي شما امام حسن در سعدآباد آن قرارداد ننگين را با معاويه بست؟
اينه ديپلماسي عزتمند؟
من نمي خواستم اين مسايل را باز کنم.. اما خيلي متاسف شدم وقتي اين خبر را به من
دادند. براي چي شما در عاشورا از بازيگر استفاده ميکنيد؟ ملت نمي داند که ظلم
هست؟ فشار هست؟ لازم بود شما بازيگر [بياوريد] که نشان بدهيد وضع ديني مردم خراب
است؟ من تعجب مي کنم از شما.
نمودارهاي بانک مرکزي نشان مي دهد دين مردم در زمان حکومت شما و پدرانتان بدترين
[وضع] را داشته. در زمان جد شما ميزان تشيع در هکتار صفر بوده. ما رسانديم به
100مليون. اين را که ديگر نمي شود انکار کرد آقاي صاحب زمان. من نمي خواستم وارد
اين بحث بشوم اما جد شما با يک هجمه ي سنگين يک کتاب عليه بنده چاپ کرده که توي
اون به صورت بي سابقه اي طي سيصد هزار تيتر به من و منافقين لعنت فرستاده.
من شخصا علاقه مند به ورود به اين ها نبودم. قبلا هم گفته ام که ازهمه ي
افتراهايي که بخود من نسبت داده شد، گذشت کردم. الان هم مي بخشم. اما ازتوهين به
منافقين، توهين به انتخاب ملت نمي توانم بگذرم. ملت اين اجازه را نمي دهند. شما
آقاي صاحب الزمان بايد پاسخ ملت را بدهيد. اين همه پولي که در جمکران به شما داده
مي شود چه شد؟ اين ها را هزينه مراسم تولد خودتان کرديد؟ همين آقاي جزايري کلي نذر
کرده بود. شما پول را که مي گرفتيد نپرسيديد از کجا آمده؟ بعد سيل اتهامات است که
به ملت وارد مي کنند. من همين جا اعلام مي کنم، اگر آقاي محصولي گفته که ثروتش
امانت شماست که قرار است بعد از ظهور به شما بازگردانده شود، همه اش مال شما و تيم
تان. با نوار و اين حرف ها که نمي شود کشور را عالمانه اداره کرد. رئيس جمهور بايد
خودش کارشناس ارشد باشد. بنده دکتري ام را با شب بيداري گرفته ام. نه مثل بعضي که
همزمان حکومت مي کردند هم بدون کنکور ولايت گرفتند، آن هم در5 سالگي. البته من
آماده ام شما تشريف بياوريد تا من به عنوان يک شاگرد براي شما توضيح بدهم که
ديپلماسي عمومي چه چيز خفني است.
من فقط اين نکته را بگم و عرايضم را خاتمه بدهم. من اين جا پرونده ي دارم از
دوتا خانم. اجازه دارم بگم؟ بگم؟ اين خانم ها را شما مي شناسيد. شما هميشه با اين
ها بوده ايد. يک زماني با خانم صغري و بعد خانم کبري. من با همين غيبت مخالفم نه
قانون آقاي وليعصر
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 20:26  توسط جزیره
|
فردا انتخابات و اونجور که میگن 70 درصدی حداقل شرکت می کنن !!! و البته این درصد بالا هم به وجود نمی اومد اگه انقدر شور نمی دادن(پرچم سبز و پرچم جمهوری اسلامی و ...)
راستش وقتی دیدم احمدی نژاد در مقابل پرچم سبز طرفداران موسوی از پرچم ملی استفاده کرده یاد عمرو عاص افتادم و جنگ صفین که عمروعاص از قرآن واسه جلوگیری از شکست استفاده کرد!!! توی خیلی از کشورا استفاده از پرچم به عنوان نماد حزب یا گروه ممنوعه و گروه یا حزب باید برای تبلیغات از پرچم اختصاصی استفاده کنن !!! حالا ببینیم احمدی نژاد می تونه با استفاده از پرچم جلوی شکستشو بگیره یا نه!!! من که نمی تونم رای بدم آخه سنه رای دادن رو بردن بالا(ما رو باش انتخابات قبلی گفتیم دوره ی بعدی رای میدیم!!! ) ولی خب رای من در هر حال نه سبز نه پرچم رای من رضاییه !!! اگه بتونه بره دور دوم هر کسی که مقابلش باشه شکست میده!!! ایشالا که بره !!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 23:13  توسط جزیره
|
تو لغت نامه نوشتن که سیاه یعنی سیاهی که سفید یعنی دُرُستی ، سادهگی یعنی تباهی تو لغت نامه نوشتن ، که کلَک یعنی یه قایق یا گرسنگی مساویس با فراموشیِ عاشق ما کلَک خوردیمُ دیدیم که کلَک همون فریبه از همینه که حقیقت توی گوشِ ما غریبه حقیقت تنها یه حرفِ تو لغتنامهی باریک که دیگه رنگی نداره توی اون کتابِ تاریک
مارو گول زدن ترانه ! واژههاشون اَلَکی بود معنیِ شادیُ لبخند ، گریهی یواشکی بود مثِ رعدُ برق که اول ، برقُ بعد از اون صدا بود ما ولی گوش نمیکردیم ، رعدُ برق تو گوشِ ما بود
تو لغت نامه نوشتن که سگُ گربه رفیقن ننوشتن چن تا آدم از یه سقفم بینصیبن تو لغت نامه نوشتن ستاره یه سنگِ سرده این لغت نامه رُ افسوس چشمای ما دوره کرده چارهی ما یه کتابه ، یه لغتنامهی تازه میرسیم به حرفِ آخر ، نگو این جاده درازه تو لغتنامهی تازه پُرِ واژههای بِکره هر یه واژهش یه تَلَنگُر واسه بیداریِ فکره
ما رُ گول زدن ترانه ! واژههاشون اَلَکی بود معنیِ شادیُ لبخند ، گریهی یواشکی بود مثِ رعدُ برق که اول ، برقُ بعد از اون صدا بود ما ولی گوش نمیکردیم ، رعدُ برق تو گوشِ ما بود
چیزی که اشعار یغما رو خوندنی کرده بیان حرفای بسیار پرمغز در قالب های سادست!!!
در ادامه میتونید سال شمار کارهای یغما رو به عنوان شاعر/ ترانه سرا /نویسنده /مترجم/ فیلم نامه نویس/ عکاس بخونید(همینطور اینکه کدوم خواننده ها اشعارش رو خوندن !!!حتما تا حالا ترانه های یغما رو از خواننده های مختلف حتی تو تلوزیون خودمون شنیدین !!!)
یه مدتی بود آپ نکرده بودم خب راستش حرفی برای گفتن نبود الانم اومدم چن تا حرف کوچولو بزنم و برم!!!
دوستانی که از اینترنت اکسپلورر استفاده می کنن گفته بودن قالب سایت مشکل داره ، امتحان کردم دیدیم راس میگن واسه همین قالب وبلاگ رو عوض کردم قالبه جدید چطوره؟؟؟
یه مدتی سرما خوردم آخ آخ خدا نصیب کسی نکنه خیلی بده!!!
سومین موضوع این بود که واسه وبلاگ آهنگ گذاشتم(آهنگ شطرنج داریوش البته کیفیتش پایینه)تویه آخرین بیت آهنگ میگه
اون که ما رو بازی میده اونه که مهره رو چیده
اون که نه شاهه نه سرباز نه سیاه نه سپیده
حالا هر کی بتونه بگه این آدم کیه من بهش جایزه میدم
نمایشگاه کتاب دیگه داره باز میشه !!! دوستانه تهرانی و دوستانی که هی میان تهران نمایشگاه رو از دست ندین !!!!
+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 17:25  توسط جزیره
|
تا حالا شده فک کنین نقشی در انتخاب خیلی از فعالیت های که می کنید ندارید!!! تا حالا شده فک کنین بازیچه ی افراد قدرتمندین!!!!
دیشب تا 4 صبح بیدار بودم و داشتم کتاب می خوندم!!! کمتر کتابی پیدا میشه که بتونه منو تا چهار صبح بیدار نگه داره ولی کتابی که دیشب خوندم خسته ام نکرد !!! فقط وقتی تموم شداز این ناراحت بودم که فقط 2 ساعت وقت برای خواب دارم!!! البته ارزشش رو داشت!!!!
کتابی که دیشب خوندم« زمانی که یکاثر هنری بودم» نوشته ی امانوئل اشمیت نویسنده مشهور فرانسویه!!!
یک پاراگراف هم از مترجم درباره ی کتاب:
این اثر اعتراضی است به دنیای مدرنیته و هنر معاصر. نگاه اومانیستی او در این اثر کاملاً برجسته و مشهود است. اشمیت به موقعیت انسان در دنیای معاصر اعتراض میکند، انسانی که اندکاندک تا حد یک شیء تنزل مییابد؛ و هم به آزادی انسان، آن هم در دنیایی که داعیهی آن را دارد.
کتاب در حال اینکه بار فلسفی زیادی به دوش می کشه ولی با نثر ساده و روونش موجب تونسته خواننده رو مجذوب خودش کنه.
بزارید چند خط اول کتاب رو براتون بنویسم تا خودتون ببینید:
همیشه در خود کشی هایم نا موفق بوده ام.همیشه، در همه چیز ناموفق بوده ام.بهتر بگویم زند گی ام عین خودکشی هایم بوده. آنچه درباره من وحشتناک و غم انگیز است، اشراف کامل من به موفق نبودنم است............
داستان کتاب داستان جوانیه که می خواد خودکشی کنه ولی در لحظات آخر مردی به اون پیشنهاد عجیبی میده و اتفاق هایی که در پی قبول پیشنهاد مرد می افته داستان کتاب رو ساخته
امیدوارم این کتاب رو بخونید و لذت ببرید
این کتاب رو نشر افراز با ترجمه ی فرامرز ویسی و آسیه حیدری منتشرکرده
بدرود
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 14:18  توسط جزیره
|